خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : دشتى )
43
نهج البلاغه ( فارسى )
ترجمه خطبه 2 ( پس از بازگشت از نبرد صفّين « 1 » در سال 38 هجرى ايراد فرمود ) 1 ستايش پروردگار ستايش مىكنم خداوند او را ، براى تكميل نعمتهاى او و تسليم بودن برابر بزرگى او و ايمن ماندن از نافرمانى او . و در رفع نيازها از او يارى مىطلبم ؛ زيرا آن كس را كه خدا هدايت كند ، هرگز گمراه نگردد ، و آن را كه خدا دشمن دارد ، هرگز نجات نيابد و هر آن كس را كه خداوند بى نياز گرداند ، نيازمند نخواهد شد . پس ستايش خداوند گران سنگترين چيز است ، و برترين گنجى است كه ارزش ذخيره شدن دارد ، و گواهى مىدهم كه جز خداى يكتاى بى شريك ، معبودى نيست ، شهادتى كه اخلاص آن آزموده و پاكى و خلوص آن را باور داريم و تا زندهايم بر اين باور استواريم ، و آن را براى صحنههاى هولناك روز قيامت ذخيره مىكنيم ، زيرا شهادت به يگانگى خدا ، نشانهء استوارى ايمان ، باز كنندهء درهاى احسان ، مايهء خشنودى خداى رحمان ، و دور كنندهء شيطان است . 2 ويژگىهاى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و شهادت مىدهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بندهء خدا و فرستادهء اوست . خداوند او را با دينى آشكار ، و نشانهاى پايدار و قرآنى نوشته شده و استوار و نورى درخشان و چراغى تابان و فرمانى آشكار كننده فرستاد تا شك و ترديدها را نابود سازد و با دلائل روشن استدلال كند « 2 » ، و با آيات الهى مردم را پرهيز دهد ، و از كيفرهاى الهى بترساند . 3 شناخت عصر جاهليّت خدا پيامبر اسلام را زمانى فرستاد كه مردم در فتنهها گرفتار شده ، رشتههاى دين پاره شده و ستونهاى ايمان و يقين ناپايدار بود . در اصول دين اختلاف داشته ، و امور مردم پراكنده بود ، راه رهايى دشوار و پناهگاهى وجود نداشت ، چراغ هدايت بى نور ، و كور دلى همگان را فرا گرفته بود . خداى رحمان معصيت مىشد و شيطان يارى مىگرديد ، ايمان بدون ياور مانده و ستونهاى آن ويران گرديده و نشانههاى آن انكار شده ، راههاى آن ويران و جادههاى آن كهنه و فراموش گرديده بود . مردم جاهلى شيطان را اطاعت مىكردند و به راههاى او مىرفتند و در آبشخور شيطان سيراب مىشدند . با دست مردم جاهليت ، نشانههاى شيطان ، آشكار و پرچم او بر افراشته گرديد . فتنهها ، مردم را لگد مال كرده و با سمهاى محكم خود نابودشان كرده و پا بر جا ايستاده بود . امّا مردم حيران و سرگردان ، بى خبر و فريب خورده ، در كنار بهترين خانه ( كعبه ) و بدترين همسايگان ( بت پرستان ) زندگى مىكردند . خواب آنها بيدارى ، و سرمه چشم آنها اشك بود ، در سرزمينى كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامى بود .
--> ( 1 ) . صفّين سرزمينى نزديك « رقّه » و بالس ، بر كرانهء رود فرات كه در آنجا جنگ صفّين در صفر سال 37 هجرى بين امام على عليه السّلام و شاميان رخ داده است . ( معجم البلدان ) ( 2 ) . نفى تفكّر دگماتيسم msitamgoD ( پذيرش بدون دليل و برهان ) در سراسر نهج البلاغه در واژههاى حجج ، دليل ، برهان ، اين حقيقت را طرح مىفرمايد كه انسان با دليل و برهان مىبايد چيزى را پذيرفته يا انكار كند .